در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای بازیگوشانه یا تمسخرآمیز.
In a playful or mocking manner.
«او با نیشخند بازیگوشانه به او نگاه کرد.»
“She smiled teasingly at him.”
«او به شوخی درباره فرق موی تازهاش کنایه زد.»
“He teased her teasingly about her new haircut.”