teeth

/tiːθ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): teeth

اسم — دندان‌ها

دندان‌ها

ساختارهای سخت و استخوان‌مانندی در دهان که برای گاز گرفتن و جویدن استفاده می‌شوند.

Hard, bone-like structures in the mouth used for biting and chewing.

«او هر صبح و شب دندان‌هایش را مسواک می‌زد.»

He brushed his teeth every morning and night.

«سگ با پرخاشگری دندان‌هایش را نشان داد.»

The dog showed its teeth aggressively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dentitionدندان‌ها

فنی/رسمی. به آرایش یا رشد دندان‌ها، به ویژه یک مجموعه دندان، اشاره دارد. معمولاً هنگام اشاره به واحدهای منفرد با 'teeth' قابل جایگزینی نیست. 'بیمار دندان‌بندی خوبی دارد' کاربرد دارد.

Technical/Formal. Refers to the arrangement or development of teeth, especially a set of teeth. Not usually interchangeable with 'teeth' when referring to individual units. 'The patient has good dentition' works.

2noun (اسم)commonplural (جمع): teeth

اسم — دندانه‌ها

دندانه‌هاتیغه‌ها

برجستگی‌های تیز و نوک‌تیز روی اشیاء که شبیه دندان حیوانات است.

Sharp, pointed projections on objects, resembling an animal's teeth.

«دندانه‌های اره بسیار تیز بودند.»

The teeth of the saw were very sharp.

«چرخ‌دنده‌ها دارای دندانه‌های کوچک زیادی هستند.»

The gears have many small teeth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
serrationsدندانه‌ها

فنی. به طور خاص به یک سری بریدگی‌های شبیه اره در طول یک لبه اشاره دارد. برای اره یا چاقو با 'teeth' قابل جایگزینی است. 'چاقو دارای دندانه‌های ظریفی است' کاربرد دارد.

Technical. Refers specifically to a series of saw-like notches along an edge. Interchangeable with 'teeth' for saws or knives. 'The knife has fine serrations' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000