teleview

tel·e·view/ˈtɛlɪˌvjuː/
tele-at a distanceviewto see
noun (اسم)common

اسم — تماشای تلویزیون

تماشای تلویزیوندیدن تلویزیون

عمل تماشای برنامه‌های تلویزیونی؛ بیننده تلویزیون.

The act of watching television programs; TV viewing.

«تماشای تلویزیون در میان جوانان افزایش یافته است.»

Teleview is increasing among young people.

«عادات تماشای تلویزیون بر برنامه‌های روزانه تاثیر می‌گذارد.»

Teleview habits affect daily schedules.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000