terminally

ter·mi·nal·ly/ˈtɜːrmɪnəli/
terminalrelated to the end or death-lyin a manner or degree
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): terminalposition (جایگاه): end

قید — به طور نهایی

به طور نهاییدر مرحله نهایی

به روشی که مربوط به پایان یک فرآیند یا مرگ، به ویژه غیرقابل علاج، باشد.

In a way that relates to the end of a process or to death, especially incurably.

«او بیمار در حال مرگ بود.»

She was terminally ill.

«بیماری به طور نهایی پیشرفت کرد.»

The disease progressed terminally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incurablyبه طور غیرقابل علاج

اغلب در زمینه پزشکی جایگزین است، به بیماری‌های غیرقابل درمان اشاره دارد.

Often interchangeable in medical contexts referring to diseases.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000