در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای که کوتاه و گویا باشد؛ با استفاده از کلمات کم.
In a way that is brief and to the point; using few words.
«او به ایجاز پاسخ داد و هیچ توضیح بیشتری نداد.»
“He answered tersely, offering no further explanation.”
«مدیر درخواست کارمند را با جملات کوتاه رد کرد.»
“The manager tersely dismissed the employee's request.”
رایج. 'مختصراً' بر فشردگی در مدت زمان یا وسعت تأکید دارد، نه لزوماً تیزی یا ناگهانی بودن. ممکن است به طور مختصر صحبت کنید، اما نه همیشه به ایجاز. 'به ایجاز' نشاندهنده یک انتخاب عمدی برای مختصر بودن است، اغلب با اشارهای به ناگهانی بودن.
Common. 'Briefly' emphasizes conciseness in duration or extent, not necessarily sharpness or abruptness. You might speak briefly, but not always tersely. 'Tersely' suggests a deliberate choice to be succinct, often with a hint of abruptness.
رایج. 'به اختصار' به معنای بیان مطالب زیاد با کلمات کم و بدون جزئیات اضافی است. بسیار نزدیک به 'به ایجاز' است اما فاقد پتانسیل برای ناگهانی بودن یا خشکی است که 'به ایجاز' میتواند آن را القا کند. یک گزارش ممکن است به اختصار نوشته شود، اما یک پاسخ تند به ایجاز داده میشود.
Common. 'Concisely' means expressing much in few words, without superfluous detail. It is very close to 'tersely' but lacks the potential for abruptness or dryness that 'tersely' can imply. A report might be written concisely, but a sharp answer is given tersely.