tibial

tib·i·al/ˈtɪbiəl/
tibi-relating to the tibia (shin bone)-alpertaining to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more tibialsuperlative (عالی): most tibial

صفت — تیبیال

تیبیالوابسته به تیبییا

مربوط به استخوان ساق پا (تیبیا).

Relating to the tibia or shin bone in the leg.

«او در تصادف دچار شکستگی تیبیال شد.»

He suffered a tibial fracture during the accident.

«پزشک شریان تیبیال را برای آسیب بررسی کرد.»

The doctor examined the tibial artery for injuries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000