در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به استخوان ساق پا (تیبیا).
Relating to the tibia or shin bone in the leg.
«او در تصادف دچار شکستگی تیبیال شد.»
“He suffered a tibial fracture during the accident.”
«پزشک شریان تیبیال را برای آسیب بررسی کرد.»
“The doctor examined the tibial artery for injuries.”