ticky

tick·y/ˈtɪki/
ticksmall parasitic arachnid-ycharacterized by
adjective (صفت)informal

صفت — آزاردهنده

آزاردهندهنکته‌سنج

صفت غیررسمی به معنی آزاردهنده، نکته‌سنج یا غیرقابل اعتماد.

Informal adjective meaning annoying, fussy, or unreliable.

«او مشتری نکته‌سنج و زیادی شکایت‌کننده است.»

She's a ticky customer who complains a lot.

«دستگاه آزاردهنده و اغلب خراب می‌شود.»

The device is ticky and often malfunctions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fussyدقیق و سختگیر

غیررسمی. به کسانی اشاره دارد که خیلی به جزئیات اهمیت می‌دهند و سخت راضی می‌شوند — گاهی با ticky به جای یکدیگر به کار می‌روند.

Informal. Means overly concerned about details and hard to please — sometimes used interchangeably with ticky for annoying behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000