ticklish

tick·lish/ˈtɪk.lɪʃ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): tickliersuperlative (عالی): tickliest

صفت — حساس به قلقلک

حساس به قلقلکمشکل

به آسانی به قلقلک حساس؛ همچنین وضعیتی ظریف یا سخت برای مدیریت.

Easily affected or sensitive to tickling; also denotes a situation that is delicate or difficult to manage.

«او در پاهایش حساس به قلقلک است.»

She is ticklish on her feet.

«این مسئله حساس است و نیاز به توجه دقیق دارد.»

The matter is ticklish and needs careful handling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sensitiveحساس

اصطلاح کلی که حساسیت جسمی یا عاطفی را توصیف می‌کند، در حس جسمی مشابه ticklish است.

General term; can describe physical or emotional sensitivity, similar to ticklish in physical sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000