tinkling

tink·ling/ˈtɪŋklɪŋ/
adjective (صفت)common

صفت — زنگ‌زنگ

زنگ‌زنگرنرنگ

صدا دادن به صورت زنگ‌گونه، سبک و واضح به طور مکرر.

Making a light, clear ringing sound repeatedly.

«صدای زنگ‌های رن‌رنگ به در جذابیت می‌داد.»

The tinkling bells added charm to the door.

«او صدای خنده رن‌رنگ بچه‌ها را شنید.»

She heard tinkling laughter from the children.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jinglingزنگ‌زنگ

عامیانه. معنی مشابه دارد و اغلب قابل تعویض برای صداهای سبک و زنگ‌زننده است.

Informal. Similar meaning, often interchangeable for light ringing sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000