tinker

tink·er/ˈtɪŋ.kər/
verb (فعل)informalpast (گذشته): tinkeredpast participle (مفعولی): tinkered-ing (حال): tinkering3rd (سوم): tinkers

فعل — دستکاری کردن

دستکاری کردنسرسری تعمیر کردن

به صورت غیرحرفه‌ای یا سرسری تعمیر یا دستکاری کردن تجهیزات یا دستگاه‌ها.

To repair or work casually and aimlessly with something, especially mechanical devices.

«او دوست دارد رادیوهای قدیمی را دستکاری کند.»

He likes to tinker with old radios.

«فقط دستکاری نکن؛ درست تعمیرش کن.»

Don’t just tinker; fix it properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fiddleدستکاری کردن

غیررسمی. یعنی بی‌هدف یا برای تفریح با چیزی بازی کردن؛ در زمینه‌های غیررسمی با tinker قابل تعویض است.

Informal. Means to toy or play with something in a non-serious way; used interchangeably with tinker in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000