در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که باعث احساس مورمور یا گزگز میشود.
Something that causes a tingling feeling or sensation.
«آن فلفل تند روی زبانم احساس گزگز ایجاد کرد.»
“That spicy chili acted as a tingler on my tongue.”
«صدا باعث احساس مورمور روی ستون فقراتم شد.»
“The sound was a tingler down my spine.”