ting

/tɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — زنگ

زنگطنین

صدای زنگ‌مانند، تیز و واضح.

A sharp, clear ringing sound.

«صدای زنگ بلندی شنیدم.»

I heard a ting coming from the bell.

«صدای زنگ مانند لیوان در اتاق آرام بلند بود.»

The ting of the glass was loud in the quiet room.

2interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — زینگ

زینگزینگ زینگ

برای نشان دادن صدای زنگ یا صدای سبک و زنگ مانند استفاده می‌شود.

Used to represent a light ringing or bell-like sound.

«زینگ! زنگ به صدا درآمد.»

Ting! The bell rang.

«زینگ! مایکروویو به صدا درآمد تا پایان کار را اعلام کند.»

Ting! The microwave beeped to signal it's done.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000