در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
داشتن احساسی خفیف مانند سوزن سوزن شدن، معمولاً روی پوست.
Having a slight stinging or prickling feeling, often on the skin.
«دستهایم بعد از تایپ سوزن سوزنی میشوند.»
“My fingers feel tingly after typing.”
«هوای سرد پوستش را سوزن سوزنی کرد.»
“The cold air made her skin tingly.”
متداول. معنی مشابه دارد ولی 'prickly' ممکن است نشانه ناراحتی یا درد باشد.
Common. Similar meaning but 'prickly' may imply discomfort or pain.