told

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/toʊld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): toldpast participle (مفعولی): told-ing (حال): telling3rd (سوم): tells

فعل — گفت

گفتبازگو کرد

شکل گذشته ساده و اسم مفعول فعل 'tell' به معنای انتقال اطلاعات یا گفتن یک داستان.

Past simple and past participle of 'tell', meaning to communicate information or a story.

«او یک راز به من گفت.»

She told me a secret.

«به ما گفته شد بیرون منتظر بمانیم.»

We were told to wait outside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
informedاطلاع داد, خبر داد. این کلمه رسمی/خنثی است و زمانی استفاده می‌شود که اطلاعات واقعی، به ویژه در یک بافت رسمی، منتقل می‌شود. 'He informed me of the changes' (او تغییرات را به من اطلاع داد) رسمی‌تر از 'He told me about the changes' (او تغییرات را به من گفت) به نظر می‌رسد. 'Informed' بیشتر به انتقال حقایق و داده‌ها اشاره دارد. این کلمه رسمی/خنثی است و زمانی جایگزین 'told' می‌شود که به معنای 'اطلاع دادن' یا 'آگاه کردن' از حقایق و اطلاعات باشد. مثلاً: 'The police informed the family of the accident' (پلیس خانواده را از حادثه مطلع کرد). نمی‌توان به جای 'He told a joke' (او یک لطیفه گفت) از آن استفاده کرد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000