tooling

/ˈtuːlɪŋ/
tooldevice used to do work-ingnoun formed from verb/action
noun (اسم)technical

اسم — ساخت ابزار

ساخت ابزارقالب‌سازی

فرآیند یا تجهیزات ساخت ابزار یا قالب‌ها برای تولید.

The process or equipment used to make tools or molds for manufacturing.

«ساخت ابزار در تولید ماشین‌ها ضروری است.»

Tooling is essential in manufacturing cars.

«کارخانه در دستگاه‌های جدید قالب‌سازی سرمایه‌گذاری کرد.»

The factory invested in new tooling machines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equipmentتجهیزات

کلمه کلی؛ 'tooling' به‌طور خاص مربوط به ابزارها و قالب‌های تولیدی است.

General word; 'tooling' specifically relates to tools and manufacturing molds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000