tourist

tour·ist/ˈtʊərɪst/
noun (اسم)commonplural (جمع): tourists

اسم — توریست

توریستگردشگر

کسی که برای تفریح یا دیدن مکان‌ها سفر می‌کند

A person who travels for pleasure or sightseeing

«توریست‌ها دوست دارند از مکان‌های تاریخی بازدید کنند.»

Tourists love visiting historical sites.

«این شهر هر سال توریست‌های زیادی جذب می‌کند.»

The city attracts many tourists every year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
travelerمسافر

اصطلاح کلی برای کسانی که سفر می‌کنند؛ توریست دقیق‌تر است.

General term for someone who travels; tourist is more specific.

visitorبازدیدکننده

هر کسی که به جایی سر می‌زند، لزوماً توریست نیست.

Anyone who visits a place, not necessarily a tourist.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000