tousle

/ˈtaʊzl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): tousledpast participle (مفعولی): tousled-ing (حال): tousling3rd (سوم): tousles

فعل — ژولید کردن مو

ژولید کردن مونامرتب کردن مو

با دست‌کاری نامرتب و زمخت مو کسی را بهم ریختن.

To make someone's hair untidy by rough or disorderly handling.

«باد موهای او را ژولید کرد.»

The wind tousled her hair.

«او موهای بچه را با محبت نامرتب کرد.»

He tousled the child's hair affectionately.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rumpleژولیده کردن

رایج. وقتی صحبت از بهم ریختن مو یا لباس باشد قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when describing untidying hair or fabric.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000