اسم — ردیابی
فرایند دنبال کردن یا نظارت بر پیشرفت یا مکان کسی یا چیزی.
The process or act of following or monitoring the progress or location of someone or something.
«ردیابی بسته شما به راحتی آنلاین انجام میشود.»
“Tracking your package is easy online.”
«ما برای نظارت بر محمولهها از ردیابی استفاده میکنیم.»
“We use tracking to monitor shipments.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی یا روزمره. در بسیاری موارد مشابه ولی tracking تمرکز بر دنبال کردن است.
Technical or everyday. In many contexts overlapping but 'tracking' emphasizes following the progress/location.
فعل — ردیابی کردن
شکل استمراری فعل track به معنی دنبال کردن یا نظارت بر پیشرفت یا حرکت.
Present participle of 'track' meaning to follow or monitor progress or movement.
«او پیشرفت تناسب اندامش را ردیابی میکند.»
“She is tracking her fitness progress.”
«برنامه مکان شما را ردیابی میکند.»
“The app is tracking your location.”
تفاوت با واژههای مشابه
معنی مشابه؛ tracking معمولاً به دنبال کردن فعالانه در طول زمان اشاره دارد.
Similar meaning; 'tracking' often implies active following over time.