noun (اسم)common
اسم — نظارت
نظارتمراقبت
عمل بررسی یا مشاهده منظم چیزی
The act of regularly checking or observing something
«نظارت بر کیفیت هوا برای سلامت مهم است.»
“Monitoring air quality is important for health.”
«نظارت روی بیمار تمام شب ادامه دارد.»
“The monitoring of the patient continues overnight.”
تفاوت با واژههای مشابه
supervision— نظارت
اصطلاح کلی برای مدیریت یک فرآیند یا فعالیت.
General term for overseeing a process or activity.
surveillance— بازرسی
رسمی. معمولاً مشاهده مداوم برای امنیت یا تحقیق.
Formal. Usually continuous observation, often for security or research.