traditional practice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tra·di·tion·al prac·tice/trəˈdɪʃənəl ˈpræktɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — رسم سنتی

رسم سنتیعمل سنتی

کار یا رفتاری رایج که در طول زمان از نسل‌های پیش به جا مانده است.

A customary activity or way of behaving passed down over time.

«نوشیدن چای آنجا یک رسم سنتی است.»

Tea drinking is a traditional practice there.

«این رسم سنتی هر بهار ادامه دارد.»

This traditional practice continues every spring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000