در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سنجهای از کارایی یک قطعه فعال مانند ترانزیستور در تبدیل ولتاژ ورودی به جریان خروجی، که با واحد زیمنس بیان میشود.
A measure of the effectiveness of an active device, such as a transistor, in converting input voltage to output current, expressed in siemens.
«ترانسکنداکتانس بالای تقویتکننده تبدیل سیگنال کارآمد را تضمین میکند.»
“The amplifier's high transconductance ensures efficient signal conversion.”
«ترانسکنداکتانس یک پارامتر کلیدی در مشخصات لامپ خلاء است.»
“Transconductance is a key parameter in vacuum tube specifications.”