transversely

trans·verse·ly/trænzˈvɜːrsli/
trans-acrossverseturn, bend-lyadverb suffix
adverb (قید)technicaltype (نوع): placeadjective (صفت): transverseposition (جایگاه): middle

قید — به صورت عرضی

به صورت عرضیمستقیم از پهلو

به صورت عرضی یا جانبی.

In a crosswise or lateral direction.

«لوله به صورت عرضی در اتاق کشیده شده است.»

The pipe runs transversely across the room.

«فیبرهای ماهیچه‌ای به صورت عرضی حرکت می‌کنند.»

Muscle fibers run transversely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crosswiseبه صورت ضربدری

قید رایج به معنای کنار هم یا جانبی، اغلب قابل جایگزینی با transversely است.

Common adverb meaning across or sideways, often interchangeable with transversely.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000