noun (اسم)commonplural (جمع): trials
اسم — دادگاه
دادگاهمحاکمه
بررسی رسمی مدارک در دادگاه برای تعیین جرم یا بیگناهی
Official examinations of evidence in court to decide guilt or innocence
«محاکمه دو هفته طول کشید.»
“The trial lasted two weeks.”
«او پس از یک محاکمه عادلانه تبرئه شد.»
“He was acquitted after a fair trial.”