بازگشت

trick

/trɪk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): tricks
ترفندحقهکلک

عملی زیرکانه یا ماهرانه که برای فریب دادن یا پیشی گرفتن از کسی طراحی شده است.

A cunning or skillful act or scheme intended to deceive or outwit someone.

«او از یک ترفند هوشمندانه برای باز کردن در قفل شده استفاده کرد.»

He used a clever trick to open the locked door.

«شعبده‌باز یک حقه با کارت انجام داد.»

The magician performed a card trick.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceptionفریب

رسمی. گسترده‌تر از 'trick' و به عمل گمراه کردن کسی، اغلب برای منفعت شخصی، اشاره دارد. 'Deception' می‌تواند جدی‌تر از یک 'trick' ساده باشد.

Formal. Broader than 'trick', referring to the act of misleading someone, often for personal gain. 'Deception' can be more serious than a simple trick.

ruseحیله

رسمی/ادبی. یک ترفند یا استراتژی، به خصوص برای فریب دادن. اغلب به یک برنامه هوشمندانه برای دستیابی به چیزی اشاره دارد، نه فقط یک شوخی ساده.

Formal/literary. A trick or stratagem, especially one intended to deceive. Often implies a clever plan to achieve something, not just a simple prank.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): trickedpast participle (مفعولی): tricked-ing (حال): tricking3rd (سوم): tricks
فریب دادنگول زدنکلک زدن

کسی را با ترفند فریب دادن یا از او پیشی گرفتن.

Deceive or outwit (someone) by a trick.

«او مرا فریب داد تا داستانش را باور کنم.»

He tricked me into believing his story.

«اجازه نده آنها با کلک شما را مجبور به امضای آن قرارداد کنند.»

Don't let them trick you into signing that contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceiveفریب دادن

رسمی. وقتی قصد گمراه کردن کسی باشد، با 'trick' قابل تعویض است. 'Deceive' می‌تواند به قصد جدی‌تر یا مضرتر از یک 'trick' بازیگوشانه اشاره کند.

Formal. Interchangeable with 'trick' when the intent is to mislead someone. 'Deceive' can imply a more serious or harmful intent than a playful 'trick'.

dupeفریب دادن

روزمره/غیررسمی. فریب دادن کسی با حقه. اغلب به این معنی است که فرد فریب‌خورده تا حدی ساده‌لوح یا به راحتی گول‌خور است. 'Dupe someone into buying a fake product'.

Everyday/informal. To deceive (someone) by trickery. Often implies that the person duped is somewhat naive or easily fooled. 'Dupe someone into buying a fake product'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000