tricker

trick·er/ˈtrɪkər/
tricka cunning action-erone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): trickers

اسم — حقه باز

حقه بازفریبکار

کسی که حقه می‌زند یا فریب می‌دهد؛ یک حقه باز.

One who plays tricks or deceives; a trickster.

«حقه باز کارناوال جمعیت را با جادوی خود فریب داد.»

The carnival tricker fooled the crowd with his magic.

«او به عنوان حقه بازی شناخته می‌شد که هرگز عادلانه بازی نمی‌کرد.»

He was known as a tricker who never played fair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tricksterفریبکار

رایج. این مستقیم‌ترین و رایج‌ترین مترادف است که اغلب در داستان‌ها یا برای توصیف کسی که مکرراً دیگران را برای سرگرمی یا سود فریب می‌دهد، استفاده می‌شود. کاملاً با 'tricker' قابل تعویض است. 'فریبکار حیله‌گر' استفاده می‌شود، 'حقه باز حیله‌گر' نیز استفاده می‌شود اما کمتر رایج است.

Common. This is the most direct and common synonym, often used in stories or to describe someone who frequently deceives others for amusement or gain. Fully interchangeable with 'tricker'. 'A cunning trickster' works, 'a cunning tricker' also works but is less frequent.

deceiverفریبنده

رسمی. به نیت جدی‌تر یا مخرب‌تری برای گمراه کردن اشاره دارد. در بافت‌هایی که به گمراه کردن عمدی اشاره دارد، با 'tricker' قابل تعویض است، اما 'deceiver' بار منفی سنگین‌تری دارد. 'او یک فریبنده شناخته شده بود' استفاده می‌شود، در حالی که 'او یک حقه باز شناخته شده بود' کمتر جدی به نظر می‌رسد.

Formal. Implies a more serious or malicious intent to mislead. Interchangeable with 'tricker' in contexts of intentional misleading, but 'deceiver' carries a heavier negative connotation. 'He was a known deceiver' works, while 'he was a known tricker' sounds less serious.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000