trivially

triv·i·al·ly/ˈtrɪviəli/
trivialof little importance-lyin a manner
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): trivialposition (جایگاه): end

قید — به طور پیش پا افتاده

به طور پیش پا افتادهبه صورت ناچیز

به گونه‌ای که اهمیت یا ارزش کمی دارد.

In a way that is of little importance or significance.

«این مشکل به سادگی و بدون تلاش زیاد حل شد.»

The problem was solved trivially without much effort.

«او این خطا را به شکل ناچیز رد کرد.»

He dismissed the error trivially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000