در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که با کشیدن قلاب ماهیگیری پشت قایق، ماهی میگیرد.
A person who fishes by pulling a baited line behind a boat.
«تروِلر دیروز چند ماهی سالمون گرفت.»
“The troller caught several salmon yesterday.”
«او در آبهای ساحلی به عنوان تروِلر کار میکند.»
“He works as a troller in the coastal waters.”
متداول. اصطلاحی کلی برای کسی که با چوب و نخ ماهی میگیرد؛ وقتی هدف ماهیگیری است قابل جایگزینی.
Common. A general term for a person who fishes with a rod and line; interchangeable when emphasizing fishing.
فردی که بهطور عمدی با ارسال پیامهای تحریکآمیز در اینترنت دیگران را ناراحت یا به واکنش وامیدارد.
A person who deliberately provokes or upsets others online by posting inflammatory messages.
«خرابکار اینترنتی نظرات ناخوشایندی در انجمن گذاشت.»
“The troller posted rude comments on the forum.”
«او برای جلوگیری از دعوا، خرابکاران اینترنتی را نادیده میگیرد.»
“She ignores online trollers to avoid arguments.”
رایج/غیررسمی. کاملاً مترادف است، بهخصوص برای شخصی که در فضای آنلاین به تحریک میپردازد.
Common/informal. Exactly synonymous, used especially in online contexts for provokers.