trudged

/trʌdʒd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): trudgedpast participle (مفعولی): trudged-ing (حال): trudging3rd (سوم): trudges

فعل — راه رفتن آهسته

راه رفتن آهستهکُند راه رفتن

گذشته فعل trudge؛ به معنی راه رفتن آهسته و سنگین، معمولاً به خاطر خستگی.

Past tense of 'trudge': to walk slowly and with heavy steps, usually because of exhaustion.

«او پس از روزی طولانی با سختی از تپه بالا رفت.»

She trudged up the hill after a long day.

«آنها از میان برف با کندی راه رفتند تا به خانه برسند.»

They trudged through the snow to reach home.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000