trundle

trun·dle/ˈtrʌn.dəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): trundledpast participle (مفعولی): trundled-ing (حال): trundling3rd (سوم): trundles

فعل — به کندی غلتیدن

به کندی غلتیدنبا صدا حرکت کردن

با چرخ به آرامی و با صدای بلند حرکت کردن یا غلتیدن.

To move or roll slowly and noisily on wheels.

«چرخ دستی به آرامی از تپه پایین رفت.»

The cart trundled down the hill.

«آن‌ها بشکه‌ها را به آرامی به زیرزمین غلتاندند.»

They trundled the barrels into the cellar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rollغلتیدن

رایج. به حرکت چرخشی اشاره دارد؛ trundle سرعت کم و صدای حرکت را اضافه می‌کند.

Common. Means to move by turning over; 'trundle' adds a sense of noise and slowness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000