در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کوتاهشده به واسطه بریدن انتها؛ مختصر یا ناقص.
Shortened by having the end cut off; abbreviated or incomplete.
«گزارش کوتاه شده جزئیات مهم را از دست داده بود.»
“The truncated report missed important details.”
«درخت شاخهای بریده شده داشت.»
“The tree had a truncated branch.”