tubby

tub·by/ˈtʌbi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): tubbiersuperlative (عالی): tubbiest

صفت — چاق

چاقکُله‌گنده

کوتاه و گرد شده؛ چاق و کله‌گنده.

Short and round in shape; chubby or plump.

«سگچه چاق و کوتاه از حیاط راه رفت.»

The tubby puppy waddled across the yard.

«بعد از اضافه وزن او چاق و کله‌گنده شد.»

He looked tubby after gaining weight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chubbyپهلوانک

محاوره‌ای. بیشتر یک چاقی دوست‌داشتنی و مثبت است.

Informal. Suggests a pleasantly plump shape, often affectionate.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000