turn on

/tɜːrn ɒn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — روشن کردن

روشن کردنفعال کردن

روشن کردن یا فعال‌سازی یک دستگاه یا ماشین.

To activate or switch on a machine or device.

«لطفاً چراغ‌ها را روشن کن.»

Please turn on the lights.

«او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را تماشا کند.»

She turned on the TV to watch the news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activateفعال کردن

رسمی. اشاره به فعال کردن دستگاه‌ها دارد.

Formal. Refers to making something active, often electronic devices.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000