twangle

twan·gle/ˈtwæŋɡəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): twangledpast participle (مفعولی): twangled-ing (حال): twangling3rd (سوم): twangles

فعل — طنین دادن

طنین دادنصدای کشیده دادن

ایجاد صدایی کشیده یا نازک، معمولاً با زخمه زدن سیم یا صحبت با صدای بینی.

To make a twangy sound, especially by plucking a string or speaking in a nasal voice.

«او سیم گیتار را با صدای بلند کشید.»

He twangled the guitar string loudly.

«صدای او با لهجه روستایی کشیده و نازک بود.»

Her voice twangled with a country accent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
twangطنین

عامیانه. بسیار مشابه twangle و رایج‌تر؛ به صدای نازک یا زخمه سیم اشاره دارد.

Informal. Very similar to 'twangle' but more common; describes the same nasal or string-plucked sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000