twanky

twank·y/ˈtwæŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): twankiersuperlative (عالی): twankiest

صفت — زشت و پرزرق و برق

زشت و پرزرق و برقنمایشی

ارزان‌قیمت یا نمایشی به شکلی که بی‌مزه یا عامیانه به نظر برسد.

Cheap or showy in a way that is considered tasteless or vulgar.

«تزئینات مهمانی کمی زشت و پرزرق و برق بود.»

The party decorations looked a bit twanky.

«او یک زنجیر طلای ارزان‌قیمت به مراسم پوشید.»

He wore a twanky gold chain to the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tackyبی‌مزه

غیررسمی. به معنی ارزان یا بدسلیقه است؛ نزدیک به معنی twanky اما کاملاً همسان نیست.

Informal. Means cheap or in bad taste; close in meaning but not necessarily identical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000