ulcered

ul·cered/ˈʌlsərd/
ulceran open sore-edpast participle / caused
adjective (صفت)technical

صفت — زخم‌دار

زخم‌داردارای زخم

توصیف پوست یا بافتی که دچار زخم یا جراحت شده است.

Describing tissue or skin that has developed ulcers or sores.

«پای زخمی او به درمان نیاز داشت.»

His ulcered leg needed treatment.

«مناطق زخم‌دار مستعد عفونت هستند.»

Ulcered areas are prone to infection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000