umber

um·ber/ˈʌmbər/
1noun (اسم)technical

اسم — اُمبر (رنگ قهوه‌ای)

اُمبر (رنگ قهوه‌ای)خاک قهوه‌ای

یک رنگدانه خاکی قهوه‌ای طبیعی، متشکل از اکسید آهن هیدراته مخلوط با اکسید منگنز، که به عنوان رنگ یا جوهر استفاده می‌شود.

A natural brown earth pigment, consisting of a hydrated iron oxide mixed with manganese oxide, used as a paint or dye.

«هنرمند امبر خام را با سفید ترکیب کرد تا خاکستری گرمی بسازد.»

The artist mixed raw umber with white for a warm gray.

«عکس‌های قدیمی اغلب ته رنگ امبر دارند.»

Old photographs often have an umber tint.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sepiaقهوه‌ای مایل به قرمز

فنی. یک رنگدانه قهوه‌ای مایل به قرمز، که در اصل از جوهر ماهی مرکب به دست می‌آید. 'عکس‌های با تن سپیا.' هنگام اشاره به یک رنگدانه قهوه‌ای خاص قابل جایگزینی است، اما 'sepia' تن قرمزتر و منشأ متفاوتی دارد.

Technical. A reddish-brown pigment, originally from cuttlefish ink. 'Sepia tone photographs.' Interchangeable when referring to a specific brown pigment, but 'sepia' has a redder tone and different origin.

2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more umbersuperlative (عالی): most umber

صفت — قهوه‌ای تیره

قهوه‌ای تیرهاُمبر رنگ

به رنگ قهوه‌ای تیره یا قهوه‌ای مایل به قرمز، مانند رنگدانه.

Of a dark brown or reddish-brown color, like the pigment.

«تیرهای چوبی قدیمی رنگ اُمبر داشتند.»

The old wooden beams had an umber hue.

«او برگ‌های پاییزی را با سایه‌های غنی امبر نقاشی کرد.»

She painted the autumn leaves in rich umber shades.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brownقهوه‌ای

رایج. اصطلاح کلی برای رنگ. 'چشمان قهوه‌ای.' قابل جایگزینی است، اما 'umber' به سایه‌ای خاص از قهوه‌ای تیره و خاکی اشاره دارد.

Common. General term for the color. 'Brown eyes.' Interchangeable, but 'umber' specifies a particular shade of dark, earthy brown.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000