umping

ump·ing/ˈʌmpɪŋ/
umpumpire-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): umpedpast participle (مفعولی): umped-ing (حال): umping3rd (سوم): umps

فعل — داوری کردن (حال)

داوری کردن (حال)قضاوت کردن

شکل مصدر استمراری فعل ump؛ یعنی قضاوت کردن در طول یک بازی یا مسابقه.

Present participle of ump; acting as an umpire during a game or match.

«او امروز مسابقه کریکت را داوری می‌کند.»

She is umping the cricket match today.

«آن‌ها وقتی باران شروع شد، داوری می‌کردند.»

They were umping when the rain started.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000