unbossed

un·bossed/ʌnˈbɒst/
un-notbossedcontrolled or dominated
adjective (صفت)formal

صفت — بی‌رئیس

بی‌رئیسخودمختار

توسط رئیس یا قدرتی کنترل یا تسلط نیافته.

Not controlled or dominated by a boss or authority.

«تیم بدون رئیس عمل می‌کرد و همه تصمیم‌ها را جمعی می‌گرفت.»

The team operated unbossed, making all decisions collectively.

«او در طول حرفه‌اش مستقل باقی ماند.»

He remained unbossed throughout his career.

تفاوت با واژه‌های مشابه
independentمستقل

رایج. وقتی بر آزادی از کنترل یا سلطه تأکید شود قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when focusing on freedom from control or domination.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000