در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تورم یا گسترده نشده به وسیله دمیدن؛ هنوز باد نشده یا باز نشده.
Not inflated or expanded by blowing; not yet blown up or opened.
«بادکنک بادنشده روی میز صاف лежала.»
“The unblown balloon lay flat on the table.”
«غنچه بازنشده گل نوید شکوفهای زیبا را میداد.»
“The flower’s unblown bud promised a beautiful bloom soon.”
رسمی. چیزی که گسترش یا رشد نیافته را توصیف میکند، اما کمتر فیزیکی و بیشتر انتزاعی نسبت به «باد نشده».
Formal. Can describe something not expanded or matured, but less physical and more abstract than 'unblown'.