unconceivable

un·con·ceiv·a·ble/ˌʌnkənˈsiːvəbl/
un-notconceivableable to be imagined or grasped mentally
adjective (صفت)formal

صفت — غیرقابل تصور

غیرقابل تصورناممکن در ذهن

غیر قابل تصور، درک یا باور؛ غیر قابل تجسم.

Not able to be imagined, understood, or believed; unimaginable.

«این ایده در فرهنگ آن‌ها غیرقابل تصور بود.»

The idea was unconceivable in their culture.

«غیرقابل باور است که او دروغ گفته باشد.»

It is unconceivable that he lied.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inconceivableغیرقابل تصور

رسمی. معنی یکسان و معمولا در موارد جدی به کار می‌رود.

Formal. Identical meaning, often used in serious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000