uncuffed

un·cuffed/ʌnˈkʌft/
un-reverse action / notcuffa band or folded edge on clothing, especially at the wrist
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more uncuffedsuperlative (عالی): most uncuffed

صفت — بدون مچ‌بند

بدون مچ‌بندبدون کاف

دست‌بند یا اطراف لباس به‌صورت بسته یا متصل نباشد؛ بدون کاف (دست‌بند).

Not having cuffs attached or fastened; not cuffed.

«او شلوار بدون مچ‌بند پوشید تا حالت غیررسمی داشته باشد.»

He wore uncuffed pants to look casual.

«آستین‌های بدون کاف ظاهری آرام دارند.»

Uncuffed sleeves give a relaxed appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000