در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حرکت کردن یا دادن حرکتی نرم و موجدار مانند موج در آب.
To move or cause to move in smooth, wave-like motions.
«کشتزار گندم به آرامی در باد موج میزد.»
“The wheat field undulated gently in the breeze.”
«موهای بلندش وقتی راه میرفت به حالت موجدار حرکت میکرد.»
رایج. وقتی به امواج کوچک روی سطح مثل آب اشاره میکند جایگزین undulate میشود ولی undulate معمولاً امواج بزرگتر یا نرمتر را نشان میدهد.
Common. Can replace 'undulate' when referring to small wave motions on surfaces, e.g. water, but 'undulate' often suggests larger or smoother waves.
خیلی رایج. در بسیاری از موارد جایگزین undulate میشود ولی کلیتر است و معنای نرمی را به وضوح نمیرساند.
Very common. Can replace 'undulate' in many contexts involving wave-like movement but is more general and less descriptive of smoothness.