در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اخراج یا استخدام نکردن کسی برای شغل؛ باعث بیکاری شدن.
To dismiss or not hire someone for a job; to cause unemployment.
«کارخانه به دلیل تعطیلی چند کارگر را بیکار کرد.»
“The factory unemploys several workers due to closure.”
«رکود اقتصادی ممکن است بسیاری را بیکار کند.»
“Economic downturn may unemploy many people.”