در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوراکی نیست یا خوردن آن ایمن نیست؛ غیرخوراکی.
Not fit or safe to eat; inedible.
«این میوه وقتی خام است، خوردنی نیست.»
“This fruit is uneatable when raw.”
«گوشت پس از مانده بودن، غیرقابل خوردن شد.»
“The meat was uneatable after being left out.”
صفت رایج؛ برای غذاهای غیرقابل خوردن قابل جایگزین است.
Common adjective; interchangeable for food not fit to eat.