inedible

in·ed·i·ble/ɪnɪˈdɪbəl/
in-notediblefit to eat
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more inediblesuperlative (عالی): most inedible

صفت — غیرخوراکی

غیرخوراکیناخوردنی

خوردن آن ایمن یا مناسب نیست.

Not safe or suitable to eat.

«بعد از فاسد شدن، غذا غیرخوراکی بود.»

The food was inedible after it spoiled.

«برخی قارچ‌ها غیرخوراکی و سمی هستند.»

Some mushrooms are inedible and poisonous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inedibleناخوردنی

متداول. دقیقاً به همین شکل استفاده می‌شود.

Common. Used exactly in the same way.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000