inebriated

in·eb·ri·at·ed/ɪˈnɛbrieɪtɪd/
in-inebridrunk-atedhaving or showing
adjective (صفت)formal

صفت — مست

مستشرابی

تحت تأثیر الکل؛ مست.

Affected by alcohol; drunk.

«او پس از مهمانی مست بود.»

He was inebriated after the party.

«راننده هنگام مستی دستگیر شد.»

The driver was caught inebriated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkمست

رایج. معادل غیررسمی که معمولاً قابل جایگزینی است.

Common. Informal synonym often used interchangeably.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000