unfasten

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·fas·ten/ʌnˈfæsən/
un-negation / notfastento attach or secure
verb (فعل)common

فعل — باز کردن

باز کردنشل کردنرها کردن

باز کردن یا شل کردن چیزی که بسته یا مهار شده است

To open or loosen something that is fastened or secured

«او قبل از پیاده شدن کمربند ایمنی‌اش را باز کرد.»

“She unfastened her seatbelt before getting out.”

«او گره را با دقت باز کرد.»

“He carefully unfastened the knot.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
undo— باز کردن

رایج و روزمره. در بسیاری موارد که قصد باز کردن یا شل کردن است می‌توان جایگزین unfasten شد، مثلا 'باز کردن دکمه'.

Common/everyday. Interchangeable with 'unfasten' in many contexts involving opening or loosening, e.g. 'undo a button' vs 'unfasten a button'.

unclip— رها کردن گیره

غیررسمی و روزمره. مخصوص باز کردن گیره‌ها و کلیپس‌هاست و عمومی نیست.

Informal/everyday. Used specifically for releasing clips or clamps, less general than 'unfasten'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000