در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کارگران را به یک اتحادیه صنفی سازماندهی کردن.
To organize workers into a labor union.
«کارگران برای دستمزد بهتر تصمیم به تشکیل اتحادیه گرفتند.»
“The workers decided to unionise for better wages.”
«اتحادیهای شدن میتواند شرایط کاری را بهتر کند.»
رایج. به معنای تنظیم یا تشکیل گروه، اغلب در زمینه کاری قابل تعویض است.
Common. Means to arrange or form a group, often interchangeable in labor contexts.