در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نتوانستن پیشبینی یا حدس زدن چیزی را از قبل.
To fail to predict or foresee; to not be able to tell in advance.
«هوا امسال غیرقابل پیشبینی بود.»
“The weather was unpredictable this year.”
«دانشمندان نتوانستند نتیجه را پیشبینی کنند.»