unrelieved

un·re·lieved/ʌnrɪˈliːvd/
un-notrelievedfree from pain, stress, or difficulty
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unrelievedsuperlative (عالی): most unrelieved

صفت — تسکین‌نیافته

تسکین‌نیافتهکاهش‌نیافته

که کاهش نیافته، تسکین نیافته یا سبک نشده باشد؛ ادامهدار و بدون رهایی.

Not eased, lessened, or alleviated; continuing without relief.

«او از دردی تسکین‌نیافته رنج می‌برد.»

He suffered from unrelieved pain.

«استرس کاهش‌نیافته بر سلامت او تأثیر گذاشت.»

The unrelieved stress affected her health.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000